محمد حسن خان اعتماد السلطنه

818

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

تا رسيديم به چرخ ( كه مقصودش ماشين است و در اغلب موارد بجاى ماشين كلمهء چرخ را استعمال مىكند ) اسباب چاپ روزنامه كه بسيار امر عجيب و وضع غريبى است . كاغذ روزنامه را كه هشت هزار ذرع كاغذ يك‌وصل و يك‌پارچه است پيچيده‌اند به يك اسباب نوردمانندى كه از آنجا بالا آمده زير چرخ چاپ مىرود و از آن طرف على الاتصال روزنامه چاپ شده بريده بيرون مىآيد . روزى سيصد هزار ورق روزنامه چاپ مىشود ( ص 149 ) در آن روزگار صنعت چاپ روزنامه در ايران به اسلوب سنگى بود و از هر سنگ بيش از سيصد چهارصد نسخهء چاپى به‌دست نمىآمد ، پس وصف چرخى را كه سيصد هزار نسخه روزنامه بيرون مىداد مىبايست به اعجاب در روزنامه بنويسد . دربارهء ماشين‌آلات ديگرى كه در آن نمايشگاه ديده بود نوشته است : همچنين براى ساير صنايع اسبابها و چرخهاى خوب بسيار غريب اختراع شده است كه در كمال سهولت و آسانى هريك از مصنوعات ساخته مىشود و به عمل مىآيد ، مثلا حلبىسازى : يك صفحه حلبى را كه مدور كرده‌اند مىگذارند زير يك اسبابى و با اسباب ديگر آن را فشار داده فورا يك لنگچه مىشود و قس على هذا چيزهاى ديگر . اسبابى ساخته‌اند كه آب را از جاى گود بالا مىكشد يعنى اگر بخواهند از پاى كوه دويست‌ذرعى آب به بالاى آن ببرند با اين اسباب ممكن است . . . ( ص 149 ) اگرچه توجه شاه سفرنامه‌نگار بيشتر به مظاهر طبيعت و پس از آن به ساختمانها و تأسيسات فرنگى كه چشمگيرى و تازگى داشته معطوف بوده است گاهى هم از عوالم فرهنگى فرنگيان ياد كرده و تلويحا توجه داشته است كه فرنگيها در چنين امور پيشيها گرفته‌اند . بطور مثال در ديدار از مدرسهء كورهاى پاريس نوشته است : بسيار مدرسهء خوبى است . يكصد و سى نفر كورهاى جوان از زن و مرد در آن مدرسه تحصيل مىنمايند . عمدهء صنعت آنها سازوآواز است . همگى جمع شدند كمانچه زدند و آواز خواندند ، پيانو زدند و خوب زدند . . . هر كورى اطاقى دارد و در هر اطاقى يك دستگاه پيانو بود و اغلبى هم صنعت جوراب‌بافى و لباس بچگانه و غيره مىآموزند . از كارشان چند وصله به يادگار گرفتيم . . . ( ص 166 ) در آن روزگار كورهاى ايران از چنين ترتيباتى محروم بودند ، ديگرچه رسد به اينكه وسايل خواندن داشته باشند . ناصر الدين شاه در آنجا بود كه از وجود الفباى مخصوص كوران مطلع شده و دربارهء غرابت آن نوشته است : يك نوع الف و بائى براى آنها اختراع كرده و چاپ زده‌اند كه غرابت دارد . حروف روى كاغذ برجسته مىشود كه عدد حروف برجسته كلمات است . كور دست روى آنها ماليده هر كتابى باشد در كمال خوبى مىخواند . . .